ویژگی یه دختر خوب

يه دختر خوب اولاً اصلاً پيدا نميشه

يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه

يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)

يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل چترش را باز نمي کنه

يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نميگه

ادامه نوشته

سخنو داشته باش!!!

23 ترفند مفید برای افزایش سرعت عملکرد در اینترنت

قصد داریم تا 23 ترفند مفید برای افزایش سرعت عملکرد در اینترنت را برای شما بازگو کنیم. ممکن است شما به اطلاعاتی احتیاج پیدا کنید و زمان کمی برای جستجوی آن داشته باشید. در این زمان است که این ترفندها به کمک شما میایند و در کمترین زمان شما را به هدفتان میرسانند.
ادامه نوشته

آکورد دربا

چگونه كلاسيك كار خوبي شويم؟؟  

سلام

اول براي گيتار كلاسيك كار كردن چندتا چيز لازمه

علاقه : به مقدار زياد(به ياد داشته باشيد زماني كه كلاسيك رو شروع مي كنيد صددرصد درك كاملي ازاين موسيقي نداريد چون با فرهنگ ما تفاوت داره ولي كم كم اون رو درك ميكنيد و مي بينيد چقدر گستردست )
بعد از 3 ماه كار كردن بايد روي سبك خودتون پا فشاري كنيد و به هيچ عنوان فكر سبك ديگه به ذهنتون هم خطور نكنه
چون به نظر من گيتار كلاسيك به اندازه كافي گسترده هست چون اينقدر قطعهداره كه به گفته استادمون اگه يك نفر از ده سالگي هم شروع كنه و اب همنخوره نمي تونه همه قطعه هاي كلاسيك رو بزنه
بايد به فرهنگ قطعه اي كه مي زنيد اگاه باشيد يعني معمولا كساني تو گيتاركلاسيك به جاي رسيدن البته تو ايران كه اطلاعات بالاي داشتن يا ادماي بادرك و اشنا به قطعه بودن يعني وقتي كه من قطعه
Harmunius BlackSmit
رو زدم بايد درك از جريان قطعه داشته باشم اين قطعه به معني هارمونياهنگره و جريانش از اين قراره كه يك روزي فردريك هاندل داشته قدم مي زدهيهو بارون مياد مي ره زير يك سقف اهنگري بعد اين ملودي رو مي نويسه خوباين صددرصد يك درك مي خواد چون حس توي قطعه نهفتست

گيتار : فقط يكدونه بسته
نيازي نيست گرون باشه من با گيتار ۷۰ هزار تومني شروع كردم البته اگه پولداريد هر چي بهتر بخريد سريعتر پيشرفت مي كنيد

ادامه نوشته

...

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه     نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود .                                                     
دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که ادمهایی مثل ان غریبه پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند ولی ای کاش دختر از نگاه پسر می فهمید که او عاشق واقعی است

سربازی رفتن خانوم ها...

صبحگاه:

فرمانده:پس این سربازا (بجای واژه ی سرباز برای برای خانم ها باید بگوییم سربازه!)کجان؟

معاون:قربان همه تا صبح بیداربودن داشتن غیبت می کردن

ساعت 10بیدار میشن...سلام سارا جان .سلام نازنین صبح بخیر .عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر.سلام نرگس.سلام معصومه جان.ماندانا جون وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی...

صبحانه:

ا...آقا ی فرمانده عسل ندارین؟چرا کره بومیده؟بچه ها من این نون رو نمی تونم بخورم دلم درد نفغ میکنه .آقای فرمانده پنیر کاله ندارین؟من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صیحانه نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهر گاه )

فرمانده :همه سینه خیز دور پادگان باید جریمه ی امروز را بدوید

وا نه لباسامون خاکی میشه ...آره تازه پاره هم می شه...وای وای خاک می ره تو دهنمون...من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا...

نهار:

این چیه ؟شوره.تازه ادویه کم داره.فکر کنم سبزیش نپخته باشه.من که نمی خورم دلم درد می گیره

منم همین طور چون جوش می زنم.فرمانده:پس بفرمایید خودتون آشپذی کنید !بله ؟مگه ما اینجا آشپذیم ؟مگه ما کلفتیم ؟برو خودت غذا درست کن .والا من تو خونه برای شوهرم غذا درست نم کنم  حالا واسه تو...چون کسی گرسنه نبود وهمه تازه تازه صبحانه خورده بودند کسی نهار نخورد .

بعد از نهار:

فرمانده :کجان اینا؟معاون :رفتن حمام.

فرمانده با لگد در حمام رو باز کردو داد کشیداما صدای  ا و درمیان جیغ سرباز ها گم می شود...

هوووو...بی شعور .مگه خودت خواهر مادر نداری...بی آبرو گمشو بیرون...وای نامحرم...کثافت حمال ...

(کل خانم ها به فرمانده  فحش می دادند اما او همچنان با لبخندی بر لب و گشاد ایستاده است !)

بعد از ظهر:

فرمانده :چیه؟چرا همه نشستین؟یه دقیقه اجازه بده خب فریبا جان تو چی می خوری؟جوجه ی بدون برنج.رژیمی عزیزم؟آره راستی ماست موسیر هم اگه داره بده می خوام شب ماسک بزنم

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟ فرمانده: بله بسیار زیاد! خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی مهشید:ما اومدیم سر بازی یا زندان ؟عجبا!

زندگینامه یانی

یانی کریسومالیس (دریونانی: Γιάννης Χρυσομάλλης)، معروف به یانی، پیانیست و آهنگساز یونانی است.

از آنجایی که وی هیچگاه به مدرسه موسیقی نرفته بود و قادر به خواندن نت‌های موسیقی نبود، با تمرین و مطالعه، به خود نواختن پیانو را آموخت. وی در سال ۱۳۸۱ قصد سفر به ایران و اجرای برنامه در تخت جمشید داشت که با مخالفت مسوولان ایران مواجه شد. 

 زندگی

یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳) در شهر کالاماتا یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند. مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند. مادر وی فلیستا Felista پدرش سوتیری Sotiri نام دارند. یانی قطعه‌هایی را به نام مادرش ساخته‌است و علاقه خاصی به کشور خود و اماکن قدیمی دارد. در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان به جا گذارد و تلاش گسترده‌ای برای رسیدن به رقابت‌های المپیک نمود...

ادامه نوشته

تست شخصیت شناسی

به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را که انتخاب مي کنيد يادداشت کنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:
ادامه نوشته

خدا به روایت ریاضی

1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321


 

1x 9 + 2 = 11


 

12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

ادامه نوشته

نوزاد مرده ای که پس از نوازش های مادرش زنده شد


یک نوزاد نارس در استرالیا که به گفته پزشکان مرده بود پس از آنکه مورد نوازشهای مادر قرار گرفت زنده شد.

به گزارش 3 نسل دات کام به نقل از مهر، والدین این نوزاد با شور و شوق از این معجزه شگفت انگیز و الهی یاد می کنند. این زوج جوان که کیت و دیوید اوگ نام دارند در سیدنی استرالیا زندگی می کنند. در این ماجرا که پایان خوشی به همراه داشت کیت که هفتمین ماه بارداری خود را پشت سر می گذاشت به بیمارستان منتقل شد و دوقلوهای وی به نامهای جیمی و امیلی نارس متولد شدند اما جیمی که در لحظه تولد تنها کمی بیش از 900 گرم وزن داشت پس از چند دقیقه مرد...

ادامه نوشته

حافظ امروزی

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی !

http://shiabase.com

مشخصات یه پسر خوب...

•    یه پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد
•    یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"
•    یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
•    یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش
•    يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون

ادامه نوشته

ّّّپسر بودن یعنی؟

پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خاستگاری                                             
پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه

بیو گرافی شادمهر

شادمهر عقیلی متولد  1351/7/11 ملقب به سلطان پاپ 

اهل خیابان هاشمی تهران "  اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده...

ادامه نوشته

رنگ شانس،اعداد شانس و همراهان مناسب و...

برای دانستن رنگ شانس،اعداد شانس و همراهان مناسب و...خودتان روی "بقیش" کلیک كنيد

ادامه نوشته

سخنی ارزشمند از (لئو بو سکا لیا)

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

(لئو بو سکا لیا)

اخراجيها 3,حادثه آفرید!!!

 

 تو رو خدا ميبينيد...؟!

بعضيا اينقدر عشق دوربين دارن كه اينجوري از سه طبقه پرت ميشن پايين،ولي دوربين يادشون نميره!!!

اين عكسو امشب تو مجتمع نور تهران گرفتم كه گويا اين يك نفر از اون بيكارايي بوده كه عوامل فيلم "اخراجيها سه" از زنجان چند نفرو بعنوان سياه لشكر فيلمشون ميارن اينجا(نفري پنج هزار تومن هم بهشون دادن!)!تازه چند نفر ديگه ميگفتن از جايي اومديم كه من حتي اسمش هم يادم نيست!!!

این آقا منتظر فیلم برداری بوده که یکدفه مردم هجوم میارن و این آقا تلپ.پخش زمین میشه!

راستي فكر نكنيد من اونجا بيكار بودم و رفتم دوربين ببينما،چون رفتم اونجا يه چيز بخرم،بعد اونا رو ديدم!!!

ولي  اگه فيلمش اومد سينما،با كله بريد ببينيد،چون موضوعش خيلي توپه!!!(حالا نميگم چيه،آخه نامرديه!)

(عكس توسط دوربين ماجراجوي عرفان!!!)